20راه براي افزايش اعتماد به نفس در كودكان و نوجوانان

1-تشويق و تعريف شما ازاطفال –تا 6سالگي –و پرهيز از محدود كردن آن ها سنگ بناي داشتن فرزنداني با اعتماد به نفس بالاست .
2- استعدادها , توانايي ها وپيشرفت هاي ديگران را به رخ فرزندان خود نكشيد .
3-از بي توجهي به فرزندان خود بپرهيزيد , طوري رفتار كنيد كه او احساس كند وجودش باعث گرمي خانواده است .
 4-درفتارنسبت به فرزندان خود عدالت را رعايت كنيد .
 اگر يكي از فرزندان شما به خاطر اعمال خود مستحق محبت يا رسيدگي بيشتر است به گونه اي رفتار كنيد كه ديگرفرزندان علت اين توجه و رسيدگي را بدانند.
5-نمي توان با دروغ گفتن فرزند را راست گو تربيت كرد.
 با اعمال خود رفتار نيك را به او ياد دهيد .
 از كلمات و الفاظ ركيك و زشت هرگز استفاده نكنيد.
 6- هرگز سوالات فرزندانتان را بي پاسخ نگذاريد .
 پرسش هاي فراوان كودكان نشانه كنجكاوي و تيز هوشي آن هاست .
7-از تحقير فرزندان خود دربين دوستانش يا اعضاي فاميل واقعا بپرهيزيد .
 تذكرات لازم را بعدا در فضايي محبت آميز , آرام و بدون سرزنش به او بگوييد .
8-عقايد فرزندان را نمي توان با تحقير , اجبار و...تغيير داد .
 سعي كنيد اختلاف سليقه فرزندانتان با خود را درك كنيد و آن ها را تحمل نماييد و عقايد انحرافي آن ها را با آگاهي دادن اصلاح كنيد .
9-از اعمال نيك و پسنديده فرزندان خود , بسيار ياد كنيد
بگذاريد فرزندانتان با شنيدن تعريف هاي شما احساس خوش آيند حضور در جمع بزرگان را تجربه كنند .
10- كودكان خود را با عبارتهايي صدا بزنيد كه موجب خوشحالي و احساس شخصيت در آن ها و اطرافيان آنها بشود ,مانند علي آقا زينب خانم و.....
11-مسئوليت هايي را به فرزندان خود واگذار كنيد كه متناسب با سن و توانايي هاي آن ها باشد .
 مثلا , كودك 6ساله به تنهايي نمي تواند در صف نانوايي ايستاده و نان بگيرد ولي مي تواند يك قالب پنير بخرد .
12- درانجام كارهاي سخت , علاوه بركمك كردن , فرزندان را دائما تشويق كرده و آنها را به پيروزي اميدوار كنيد .
 13- براي تقويت يك صفت پسنديده در فرزندان زير 15سال براي آن ها داستانهايي تعريف كنيد كه نقش اصلي داستان , كودكي هم سن و سال فرزند شما و داراي آن صفت پسنديده است .
14- براي تنبيه فرزندان هرگز آنها را كتك نزنيد بلكه سعي كنيد چيزهاي مورد علاقه او رابراي مدتي متناسب با اشتباهش از او بگيريد .
 مثلا به خاطر نمره ي كم در امتحان ميان ترم ,يك هفته از تماشاي تلويزيون محروم است .
15- كمك كردن به ديگران و تقويت روحيه بخشندگي و انسان دوستي را عملا به كودكان خود بياموزيم .
 مثلا : آن ها را تشويق كنيم بخشي از پول توجيبي خودرا صدقه بدهند.
16- از فرزندان خود بخواهيم در صورت امكان علت حالت هاي متفاوت رواني خود مانند شادابي , اضطراب , افسردگي و....را صادقانه و با شجاعت براي ما بيان كنند .
17-فرزندان ما بايد باور كنند كه والدين شان درهمه حال به آن ها توجه دارند .
 مثلا هنگام خروج از خانه براي آنها يك ياداشت كوچك ويا ...بگذاريد .
18-اوقاتي كه دركنار خانواده هستيد واقعا به آن ها اختصاص دهيد . نه اينكه به تماشا كردن فيلم يا مطالعه روزنامه و....مشغول شويد .
 مثلا :با خاموش كردن تلويزيون به تعريف كردن لطيفه و خاطرات خود كه متناسب با سن فرزندان است وقت آن ها را پركنيد .
19-تشويق فرزندان بايد در مقابل تلاش آن ها باشد نه در مقابل استعدادهاي آن ها
مثلا :تشويق براي صوت خوش قرآن خيلي موضوعيت ندارد مگر اينكه همراه با صوت خوش , صحت قرائت , تجويد و...باشد .
 20- كتابهاي داستاني متناسب با ميزان اطلاعات و افكار اودر اختيارش قراردهيد .

چگونه توانستم جمله سازی و انشا را در کلاس چند پایه تقویت کنم

درس انشا و نگارش فارسی،یکی از دروس پایه و اصلی برای تفکر وخلاقیت در دانش آموزان است. اما متاسفانه تدریس انشا و نگارش فارسی، باشیوه های   خلاق که دانش آموزان را در نوشتن ماهر و توانا کند در مدارس کشور ما رایج نیست. و کم اهمیت تلقی می شود. و عدم آموزش صحیح آن، یکی از علل اصلی ناتوانی دانش آموزان در نوشتن محسوب می گردد.

از آنجایی که مدت 3 سال بود که در مدارس عشایری و چند پایه تدریس می نمودم و به علت  دو زبانه بودن،مدت کوتاه آموزشی،فقرفرهنگی واقتصادی،بی سوادی والدین و... دانش آموزان  دردروس تحصیلی بخصوص مهارت نوشتن دچارمشکل بودند و این مسله رادرآموزشگاه انقلاب با 6 دانش آموزی که داشتم بیشتر احساس کردم و بر آن شدم تا راهی برای حل این مشکل پیدا کنم به همین منظورازتجارب همکاران،کتب واقدام پژوهش های انجام شده دراین راستا استفاده  کردم و روش های چون شاداب سازی کلاس و ایجاد کتابخانه کلاسی- آموزش دستور زبان- انواع بازی(بازی مخالفها،

پخش اخبار، چی مال چیه , کی مال کیه)- قصه های تصویری- خواندن قصه و خلاصه نویسی آن- نمایش فیلم و داستان و استفاده از کاریکارتور را انتخاب کردم و آن را درکلاس خود به اجرا درآوردم که ارزشیابی و بازدیدهای بعمل آمده حاکی ازپیشرفت کاربود. درآخربا مقایسه نمرات و گزارش بازدید و اظهارنظر همکاران و تایید روش های

انجام شده به این نتیجه رسیدم که به هدف خودکه هماناتقویت جمله سازی و انشا بود نائل آمدم.

دانلود کامل اقدام پژوهی : چگونه توانستم جمله سازی و انشا را در کلاس چند پایه تقویت کنم            پژوهشگر: سیروس محمدزاده


ادامه نوشته

چگونه توانستم اختلال سلوک یک دانش آموز را حل کنم

  (س- ب )   12 ساله دانش آموز پایه سوم مدرسه انقلاب می باشد.او در سن 9 سالگی وارد مدرسه شد که دو سال را پدرش به دلایل غیر منطقی و جاهلانه از مدزسه منع کرده بود که با دخالت پاسگاه و حراست اداره مجبور به فرستادن او به مدرسه شده است.(س )دختری بلند قد با صورتی خال خالی (بد قیافه) بود اوفرزند سوم از خانواده پرجمعیت و فقیر که والدین بی سوادی داشت . شغل پدرش دامپروری بود و اونیز بنا به فرهنگ محل سکونتش خود خواسته یا ناخواسته مشغول به این کار ها می شد . خانواده او هیچ وقت برای جویا شدن وضعیت فرزندشان به مدرسه نیامدند حتی موقعی که دعوت از اولیا شد نیز آنها حضور نیافتند . بنا به پرس و جو ها و مصاحبه های که داشتم (س)  فرزندی بود که ناخواسته به دنیا آمده بود و والدینش خواهان داشتن فرزندپسر بودند که او به دنیا آمده بود.

(س) بخاطر بزرگ بودن نسبت به همسالانش و وضعیت تحصیلی ضعیفی که داشت احساس حقارت می کرد و علاقه ای به ادامه تحصیل از خود نشان نمی داد و حالت های پرخاشگرانه وعدم اطاعت از خود در کلاس نشان می داد. رفتارهای (س)در کلاس برایم آزاردهنده بود که نمونه های از آن  بدین شرح می باشد:

·         (س)در کلاس نسبت به هم کلاسی های خود زور گو است.

·         در زنگ تفریح با هم کلاسی های خود دعوا می کند.

·         وسایل دوستانش را می دزدد و در سطل آشغال یا زیر موکت جاسازی می کند.

·         نسبت به حرف معلم از خود مقاومت نشان می دهد.

·         دوبار از مدرسه فرار کرده است.

·         رابطه ضعیفی با هم کلاسی های خود دارد.

·         فاقد اشتیاق به ادامه تحصیل می باشد.

·         رفتارهایش با هم کلاسی ها و بزرگترها با پرخاشگری و آزارگری همراه است.

·         نسبت به کارهای که می ک ند برای دفاع از خود دروغ می گوید.

بدین ترتیب با کمک گرفتن از کتاب و اساتید  مشکل اورا اختلال سلوک تشخیص دادم .

  

. دانلود کامل کار عملی : درمان اختلال سلوک یک دانش آموز


ادامه نوشته

رمیده فروغ فرخزاد


رمیده فروغ فرخزاد


نمی دانم چه می خواهم خدایا

به دنبال چه می گردم شب و روز

چه می جوید نگاه خستة من                                                 

چرا افسرده است این قلب پرسوز                                                 


ز جمع آشنایان می گریزم

به كنجی می خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تیرگی ها

به بیمار دل خود می دهم گوش


گریزانم از این مردم كه با من

بظاهر همدم و یكرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت

به دامانم دوصد پیرایه بستند

                                                                                                         

از این مردم, كه تا شعرم شنیدند

برویم چون گلی خوشبو شكفتند

ولی آن دم كه در خلوت نشستند

مرا دیوانه ای بدنام گفتند 


دل من, ای دل دیوانة من                                                  

كه می سوزی ازین بیگانگی ها                                           

مكن دیگر ز دست غیر فریاد

خدارا, بس كن این دیوانگی ها

  ناله ناکامی استاد شهریار

                                                  





 

        ناله ناکامی


برو ای تُرک ترک تو ستمگر کردم                 حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم

عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران                   ساده دل من که قسمهای تو باور کردم

به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود                زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم

تو شدی همسراغیار ومن ازیار و دیار               گشتم آواره وترک سر و همسر کردم

زیر سر بالش دیباست ترا کی دانی                  که من از خار و خس بادیه بستر کردم

در ودیوار به حال دل من زار گریست                 هر کجا ناله ناکامی خود سر کردم

در غمت داغ پدر دیدم و چون دُرّ یتیم                 اشک ریزان هوس دامن مادر کردم

پس از این گوش فلک نشنود افغان کسی      که من این گوش زفریاد و فغان کر کردم

ای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به در       دیده را حلقه صفت دوخته بر در کردم

شهریارا به جفا کرد چو خاکم پامال          آن که من خاک رهش را به سر افسر کردم


تُرک : معشوق زیبای نامهربان