راه حل های به کار گرفته شده

 

v    توجه بیش از پیش :

برای ارتباط بیشتر با دانش آموز و اثر بخش بودن راه حل هایم بیش از پیش به اوتوجه         می کردم و او را مورد حمایت عاطفی قرار می دادم طوری که می خواستم در مقابل کارهای نامطلوبی که می کرد از من خجالت بکشد نه اینکه از من بترسد.

v   دادن مسولیت:

در کلاس به او مسولیتهای داده بودم از جمله اینکه اورا سر گروه ورزش و مسول حفظ پاکیزگی کلاس کرده بودم تا بتواند به شکل صحیح ابراز وجود نماید.

v    آموزش مهارتهای اجتماعی:

در کلاس با استفاده از قصه گویی  مهارتهای اجتماعی چون راستگویی،همکاری ،صبر و حوصله و... را بصورت غیر مستقیم آموزش می دادم تا این مفاهیم برای او درونی شود.

v    تهیه پیمان نامه ی کلاسی:

برای مشخص کردن انتظاراتم از دانش آموزان در طول سال تحصیلی پیمان نامه ای را با نظر خواستن از خود دانش آموزان تهیه کردم که در آن رفتارهای خوب نام برده شده بود این روش کمک می کرد تا خود دانش آموزان نیز با رفتار هایشان آشنا باشند و رفتارهای خوب و بد را راحتر تشخیص دهند. 

v    تقویت تفکیکی رفتار ناهمساز:

رفتاری را که با رفتارهای نامطلوبش مغایر بود تقویت می کردم. برای مثال موقعی که با بچه ها بدون پرخاشگری و زور رفتار می کرد و ارتباط خوبی با آنها داشت این رفتارش را با لبخند و تشویق های کلامی تقویت می کردم. ویا موقعی که به درس علاقه نشان می داد و پیشرفتی در درسهایش حاصل می شد بلا فاصله مورد تشویق قرار می دادم.

 

v   تقویت پته ای:

برای افزایش رفتارهای مطلوب او و دانش آموزان دیگر کاغذی در کلاس نصب کردم که نام دانش آموزان در آن نوشته شده بود ؛درقبال هرنوع رفتار مطلوب و پیشرفت تحصیلی بامهر آفرین و هزار آفرین بازخورد می دادم که اگر تعداد آن به 10 مهر می رسید جایزه ای در نظر می گرفتم ودر جلوی کلاس به او می دادم .

v   محروم کردن از تقویت مثبت:

از آنجایی که دانش آموزان بخصوص سونا  به ورزش کردن  خیلی اهمیت می دادند در صورت انجام رفتاری نامطلوب وبد از ورزش محروم می کردم.

همچنین چون گرفتن مهر آفرین و هزار آفرین هم برای دانش آموزان خیلی اهمیت داشت در صورت انجام رفتاری بد مهری را از آنها کم می کردم

v    جبران:

دانش آموز را مجبور به جبران رفتار نامطلوبش می کردم. برای مثال موقعی که با دوستش دعوا می کرد یا آنها را اذیت می کرد مجبور می کردم که از دوستش عذر خواهی کند یا موقعی که تکلیف درسیش را انجام نداده یا به درسی نگاه نکرده مجبورش می کردم جلسه بعد آن را انجام دهد.