جملات قصار

 
جملات قصار زیبا
 
-=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=-
 
انسان پدیده ای غریب است : به فتح هیمالیا می رود
به کشف اقیانوس آرام دست میابد ، به ماه و مریخ سفر می کند
تنها یک سرزمین است که هرگز تلاش نمی کند آن را کشف کند
و آن دنیای درونی وجود خود است . . .
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
جــــاده هـــای زنــــــدگـی را خـــدا هـــمـوار میـکــنـد . .
کــــــار مــــا فـــقـــط بـــــرداشــــتـن ســـنــگ ریـــــزه هـــاسـت  . . .
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
دوست داشتن یک موجود در این است که  پیر شدن با او را بپذیریم . . .
(آلبر کامو)
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
دسـت نیافتـن بـه آنچـه میجویـی
گـاه اقبـالی بـزرگ اسـت  . . .
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
 بــــــه یــــاد داشـــتـه بـــــاش :
آیـــــنـده کــــتـابـی اســت کـــه امــــروز مــــی نـــــویــسی
پـــــس چــــیـــزی بــــنـویـــس کـــه فـــــردا از خــــوانــدن آن لـــــذت بــــبـری . . .
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
مرگ انســـان زمـانیســت که نـــه شـــب بهانــه ای بـرای خـــوابـیـدن دارد
و نـــه صـــبح دلیلی بـرای بیــــدار شــــدن . . .
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
هنر بزرگ، هنر فاصله‌هاست
آدم، زیادی نزدیک باشد می‌سوزد، زیادی دور، یخ می‌زند
باید نقطه‌ی درست را پیدا کرد و در آن ماند . . .
(کریستین بوبن)
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
شاید چالاک‌ترین انسان نباشم
شاید بالا بلندترین یا نیرومندترین نباشم
شاید بهترین و زیرک‌ ترین نباشم
اما قادرم کاری را بهتر از دیگران انجام دهم
و این کار ، هنر ” خود بودن ” است . . .
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
 
هرگز شادی آدمها را از میزان خنده هایشان نسنجید
هرگز تنهایی آدمها را از تعداد دوستانشان قضاوت نکنید . . .

طنز علم بهتر است یا ثروت

شيخ را گفتند : علم بهتر است يا ثروت ؟شيخ بيدرنگ شمشير از ميان بيرون آورد و مانند جومونگ مريد بخت برگشته را به سه پاره ي نامساوي تقسيم نمود و گفت : سالهاست که هيچ خري بين دو راهي علم و ثروت گير نميکند .....مريدان در حاليکه انگشت به دندان گرفته ولرزشي وجودشان را فرا گرفت گفتند يا شيخ ما را دليلي عيان ساز تا جان فدا کنيم .....شيخ گفت :در عنفوان جواني مرا دوستي بود که با هم به مکتب ميرفتيم ، دوستم ترک تحصيل کرد من معلم مکتب شدم...

حالا او پورشه داره...من پوشه...او اوراق مشارکت دارد،ومن اوراق امتحاني...او عينک آفتابي من عينک ته استکاني...او بيمه زندگاني.من بيمه خدمات درماني...او سکه و ارز...من سکته و قرض....
سخن شيخ چون بدينجا رسيد مريدان نعره اي جانسوز برداشته و راهي کلاسهاي آموزش اختلاس گشتندي ....

------------------------