X
تبلیغات
آموزش ابتدایی - مسایل تربیتی و مشاوره
تاريخ : جمعه چهارم اسفند 1391 | 9 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |
مخالفت مجلس با طرح نظام رتبه بندی معلمان

نمایندگان در خانه ملت با تصویب طرح نظام رتبه بندی معلمان مخالفت کردند.

در نشست علنی امروز (چهارشنبه 20 فروردین ماه) مجلس شورای اسلامی و در جریان بررسی طرح نظام رتبه بندی معلمان، امیرآبادی فراهانی،‌محمدحسین فرهنگی و علیمردانی به عنوان مخالفان طرح و خسروی سهل آبادی، سلیمی و کوچکی نژاد نیز به عنوان موافقان طرح نظام رتبه بندی معلمان به ایراد سخنرانی پرداختند.

سپس محمدرضا خباز معاون تقنینی معاون امور پارلمانی رئیس جمهور ضمن مخالفت با طرح مذکور گفت:‌طرح نظام رتبه بندی معلمان مغایر اصول 60،‌ 74 و 75 قانون اساسی است ضمن اینکه با سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و قانون برنامه پنجم توسعه نیز مغایرت دارد.

گفتنی است نمایندگان در پایان با طرح نظام رتبه بندی معلمان با 99 رأی موافق، 61 رأی مخالف و 21 رأی ممتنع از مجموع 198 نماینده حاضر در صحن علنی مخالفت کردند.

عبدالوحید فیاضی سخنگوی کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس شورای اسلامی قبل از رأی گیری درباره طرح یاد شده، ضمن قرائت گزارش این کمیسیون درباره طرح نظام رتبه بندی معلمان گفت: معلمان سال ها در انتظار تعیین جایگاه خود هستند.

نماینده مردم نور و محمودآباد در مجلس شورای اسلامی تهیه سند نقشه جامع علمی کشور، تضمین کیفیت تعلیم و تربیت را از الزامات عنوان کرد و درباره اثرات اجرای طرح نظام رتبه بندی معلمان گفت: ارتقاء منزلت اجتماعی، ارتقاء منزلت معلمان و رفع مشکلات معیشت معلمان از اثرات اجرایی طرح مذکور است.

وی ‌ارتقاء سطح دانش و انگیزه معلمان، افزایش اثربخشی آموزش و پرورش و ساماندهی نظام پرداخت در آموزش و پرورش را از دیگر اثرات اجرای طرح نظام رتبه بندی معلمان عنوان کرد و گفت: امروز نظام پرداخت در آموزش و پرورش به درستی صورت نمی گیرد و درجه بندی صحیحی در این راستا وجود ندارد.

فیاضی با بیان اینکه نقش الگویی معلمان در جامعه مهم است  افزود:‌ در سال اقتصاد و فرهنگ که اصالت فرهنگی باید تقویت شود و شعار فرهنگ نیز عملیاتی شود آموزش و پرورش مهمترین دستگاه زیربنایی برای توسعه فرهنگ است. اکنون که بر این باور هستیم از نمایندگان مجلس و همه کسانی که به معلمان توجه دارند تقاضا دارم باید معلمان را به عنوان رکن اصلی تعلیم و تربیت بدانیم.

سخنگوی کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس تصریح کرد: در شروع سال جاری و در بهار اقتصاد و فرهنگ پیام روشن مجلس شورای اسلامی به عنوان مجلسی که به معلم عشق می ورزد این باشد که با تصویب این طرح آن را به جامعه فرهنگی کشور تقدیم کنیم.


برچسب‌ها: نظام رتبه بندی, منتفی

تاريخ : چهارشنبه بیستم فروردین 1393 | 9 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |
شاید زندگی آن جشنی نباشد که تو آرزویش را داشتی  ،

اما حالا که به آن دعوت شده ای ، تا میتوانی زیبا برقص.


چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در
اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که جرالدین نام دارد استعدادبازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای
سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند .چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند.

نامه چارلی چاپلین به دخترش


ژرالدین، دخترم!

 اینجا شب است... شب نوئل؛ در قلعه­ی کوچک من همه­ی این سپاهیان بی سلاح خفته­اند، نه تنها برادر و خواهر تو، حتی مادرت. به زحمت توانستم بی آن که این پرندگان خفته را بیدار کنم، خود را به این اتاق کوچک نیمه روشن، به این اتاق انتظار پیش از مرگ، برسانم

** بقیه در ادامه مطلب **


برچسب‌ها: نامه, چارلی چاپلین, نامه چارلی چاپلین

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه شانزدهم فروردین 1393 | 0 قبل از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |
پارس آباد

شهر پارس آباد منطقه ای مرزی است که در جلگه ای هموار با آب و هوايی معتدل تا گرم قرار دارد . فاصله آن تا اردبيل ۲۲۵ کيلومتر ميباشد. جلگه پارس آباد مستعد ترين خاک و مطلوب ترين شرايط آب و هوايی را برای زراعت دامپروری و باغداری داراست. شرکت بزرگ کشت و صنعت و دامپروری مغان بزرگترين شرکت در نوع خود در کشور و در خاورميانه با حجم عمليات زراعی، دامی و صنعتی در همين شهرستان داير است همچنين وجود کارخانه قند، کمپوت سازی، مرباسازی، پنبه پاک کنی و کارگاه توليد لبنيات رونق خاصی به اين شهرستان داده است. پوشش گياهی منطقه بيشتر بصورت علفهای مرتع مرغوب می باشد و عشاير ائل سئون که بقايای 32 طايفه اصلی اند با حفظ نژاد و سنتهای خويش هنوز در دشت مغان به حيات خويش ادامه می دهند . از محصولات کشاورزی و دامی مغان میتوان به پنبه، چغندر قند، ذرت، گندم، حبوبات، دانه های روغنی، کنجد، و ميوه جات اشاره کرد.


در تاریخ

در كتاب مسالك و ممالك تاليف ابواسحق ابراهيم اصطخری در قسمت مربوط به ذكر دريای خزر چنين آمده است.جانب شرقی دريای خزر بهری از ديلمان، طبرستان، گرگان و حدود آن و بهری از بيابان خوارزم دارد. و جانب غربی آذربایجان، موقان (مغان)، حدود سرير، دريای خزر ، بهری از بيابان غزيه و… و اما از جانب دست چپ دريا از برابر آبسكون تا زمين دريای خزر همه آبادانی و پيوسته است از آبسكون بر حدود گرگان و طبرستان و ديلمان بروند. انگه در حدود آذربایجان بیله سوار (در فاصله ۵۵ کیلومتری جنوبی) شوند و چون موقان بگذرند تا دربند دو روز راه ولايت شروان شاه است و از آنجا گفته شد تا به سمندر چهار روزه راه است و تمام و…


مقدسی نیز می نویسد: «موغان شهری است كه دو نهر به دور آن است . پيرامون آن باغهای زيبا است كه گويی دشت را بهشت ساخته برای رحاب در كشور اسلام فخرآور هستد…. حومه‌اش خشك و دلگشا و دو نهر آن روان است، روی مردمش همچون لؤلؤ و مرجان است بخشاشگر و كريمند. حمدالله مستوفی در ذكر ديار آران موغان می نويسد:«هوايش گرمسير است و به عفونت مايل و حدودش با ولايات ارمن، شيروان، اذربايجان و دريای خزر پيوسته است.حقوق ديوانيش در عهد اتابكان زياد از ۳۰۰ تومان اين زمان بوده است و اكنون ۳۰ تومان و ۳۰۰۰ دينار است كه بر روی دفتر آمده.» مستوفی، با جروان و بزرند را ديه های معمور نوشته و می گويد: «برزند هوايش به گرمی مايل است و حاصلش غله می باشد. 

                             

(تپه نادر از تپه های باستانی شهرستان پارس آباد و محل تاج گذاری نادرشاه افشار در سال 1146 هجری قمری است

قلعه باستانی اولتان که از نظر ظاهری شبیه به ساختمان یک قلعه نظامی است در ۵۰۰ متری روستای اولتان از توابع پارس آباد درکنار رود ارس قرار دارددر کاوش های با ستان شناختی سفال های بی مانند و متنوع اسلامی از این قلعه تاریخی به دست آمده است. در آینده نه چندان دور محوطه باستانی و تاریخی اولتان قالاسی پس از پایان کاوش‌های باستان‌شناسی به سایت موزه تبدیل می‌شود)

صنایع دستی

فرش بافی مهم ترين صنايع دستی منطقه است . عشاير و روستاييان منطقه مغان در استان اردبيل ورنی های نفيسی توليد می ‌كنند که نقش و نگارهای زيبای روی بدنه‌ آن ها بيش ‌تراز طبيعت منطقه و شيوه زندگی عشيره‌ای آن ها الهام گرفته است.

جمعیت

بر اساس سرشماری سال 1390 جمعیت این شهر 88924 نفر ذکر شده است که از این جمعیت ۴۶ درصد ساکن شهرها و بقیه در مناطق روستایی ساکن بوده اند.









برچسب‌ها: پارس اباد, مناظر پارس آباد, معرفی پارس اباد

تاريخ : جمعه هشتم فروردین 1393 | 7 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |


زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند

نوروزجشن نکوداشت نگاه توست پس نوروزبرتو فرخنده باد.







تغییر پست سازمانی و مدرسه



چندی پیش طی تماسی از من خواسته شد که بعد از مدرسه به

مدرسه دیگری سری بزنم . بعد از تمام شدن کلاسم به مدرسه گفته شده رفتم .

درآنجا با آشنایی قبلی که از من داشتند بهم پست معاونت اجرایی

پیشنهادشد . من هم با حس تنوع طلبی که هر انسانی دارد قبول کردم .

وبعد از دو روز ابلاغم عوض شد و به مدرسه جدید رفتم.

اوایل خیلی نگران بودم که نتوانم از پس کارها دربیایم. اما بعد از چند

روزمتوجه شدم صمیمیت و همکاری که بین عوامل اجرایی

مدرسه وجود داردمانع از این می شود که کاری نیمه تمام باقی بماند    

و کارهایم را نتوانم انجام دهم و بقول معاون آموزشی آقای عباسزاده 

« مهم نیست که وظیفه سازمانیت چیه مهم اینه که کاری رو زمین

نماند و کارها بنحواحسن انجام بشه »

مدرسه جدید من دبیرستان دوره اول نمونه دولتی علامه جعفری هست

و فعلا در آنجا مشغول خدمت هستم. با مدیریتی خوش اخلاق و کوشا.

معاون آموزشی که بسیار دلسوز و بیشتر کارها و زحمت های

مدرسه  بر عهده ایشان می باشد

معاون پرورشی و معاون امور عمومی هم که با تجارب و تدابیر

ارزشمندشان باعث هرچه بهتر شدن کیفیت وتسهیل یادگیری شده اند.

و عززیزان و کادر اجرایی دیگر و عوامل آموزشی مجرب و آشنا به

علم روزهمه و همه در سرآمد شدن این مدرسه کوشیده اند.

مدرسه ای شبانه روزی مجهز به 3 کلاس هوشمند و دارای 

آزمایشگاه و گارگاه مجهز و ...

با کلیک رو نام مدرسه  میتوانید از سایت مدرسه نیز دیدن فرمایید

دبیرستان نمونه دولتی علامه جعفری



تاريخ : پنجشنبه هشتم اسفند 1392 | 11 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |


تبعیض بین دانش‌آموزان نه‌تنها موجب ناراحتی‌شان می‌شود؛ بلکه مشکلات زیادی را نیز برای آنها ایجاد خواهد کرد. در اولین نگاه، تبعیض گذاشتن بین دانش‌آموزان باعث می‌شود کودک حس خوبی نسبت به مدرسه و معلم نداشته باشد و در نتیجه با علاقه درس‌هایش را دنبال نکند.

وقتی برخورد معلم با همه بچه‌ها یکسان نباشد، کودکی که مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد اعتماد به نفسش را از دست می‌دهد و دیگر حاضر نیست در کارهای گروهی شرکت کند.

البته هرچه بچه‌ها کوچک‌تر باشند، این تاثیرات نیز بیشتر مشاهده می‌شود، چون بچه‌های کوچک علت اصلی رفتار متفاوت معلم را درک نمی‌کنند و نمی‌توانند چنین برخوردی را بپذیرند.




برچسب‌ها: تبعیض, تفاوت قایل شدن, رفتار معلمان

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه چهارم بهمن 1392 | 8 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |

آرزو نوشته های یک بیمار روانی

الهه ي مرگ را

 

با همه ي وجودم فرياد مي كنم ...

 

تا روح به زنجير كشيده ام را

 

از چنگال اين قفس استخواني تاريك

 

نجات دهد

 

و در فضا پراكنده كند

 

 

 

مرگ مي نويسم و گرم مي خوانمش ...

 

همچون آينه اي كه همه ي وجودم را وارونه مي كند .

 

كسي چه مي داند . شايد اين وارونگي را به اين زندگي تاريك منعكس كند تا سپيد شود .

 

احساس سرماي بدي جمجمه ام را به آتش كشيده است ،

 

مثل گدازه هاي مذابي كه از سفيدي چشمانم سرخ مي شود و از درون به آتشم مي كشد .

 

 

 


برچسب‌ها: بیمار روانی, آرزوها

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه شانزدهم دی 1392 | 5 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |







تاريخ : شنبه بیست و پنجم آبان 1392 | 1 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |
 
جملات قصار زیبا
 
-=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=--=-
 
انسان پدیده ای غریب است : به فتح هیمالیا می رود
به کشف اقیانوس آرام دست میابد ، به ماه و مریخ سفر می کند
تنها یک سرزمین است که هرگز تلاش نمی کند آن را کشف کند
و آن دنیای درونی وجود خود است . . .
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
جــــاده هـــای زنــــــدگـی را خـــدا هـــمـوار میـکــنـد . .
کــــــار مــــا فـــقـــط بـــــرداشــــتـن ســـنــگ ریـــــزه هـــاسـت  . . .
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
دوست داشتن یک موجود در این است که  پیر شدن با او را بپذیریم . . .
(آلبر کامو)
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
دسـت نیافتـن بـه آنچـه میجویـی
گـاه اقبـالی بـزرگ اسـت  . . .
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
 بــــــه یــــاد داشـــتـه بـــــاش :
آیـــــنـده کــــتـابـی اســت کـــه امــــروز مــــی نـــــویــسی
پـــــس چــــیـــزی بــــنـویـــس کـــه فـــــردا از خــــوانــدن آن لـــــذت بــــبـری . . .
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
مرگ انســـان زمـانیســت که نـــه شـــب بهانــه ای بـرای خـــوابـیـدن دارد
و نـــه صـــبح دلیلی بـرای بیــــدار شــــدن . . .
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
هنر بزرگ، هنر فاصله‌هاست
آدم، زیادی نزدیک باشد می‌سوزد، زیادی دور، یخ می‌زند
باید نقطه‌ی درست را پیدا کرد و در آن ماند . . .
(کریستین بوبن)
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
شاید چالاک‌ترین انسان نباشم
شاید بالا بلندترین یا نیرومندترین نباشم
شاید بهترین و زیرک‌ ترین نباشم
اما قادرم کاری را بهتر از دیگران انجام دهم
و این کار ، هنر ” خود بودن ” است . . .
 
♦♦♦♦♦♦♦جملات قصار زیبا♦♦♦♦♦♦♦♦
 
هرگز شادی آدمها را از میزان خنده هایشان نسنجید
هرگز تنهایی آدمها را از تعداد دوستانشان قضاوت نکنید . . .


برچسب‌ها: جملات زیبا, جملات قصار

تاريخ : سه شنبه سی ام مهر 1392 | 6 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |
شيخ را گفتند : علم بهتر است يا ثروت ؟شيخ بيدرنگ شمشير از ميان بيرون آورد و مانند جومونگ مريد بخت برگشته را به سه پاره ي نامساوي تقسيم نمود و گفت : سالهاست که هيچ خري بين دو راهي علم و ثروت گير نميکند .....مريدان در حاليکه انگشت به دندان گرفته ولرزشي وجودشان را فرا گرفت گفتند يا شيخ ما را دليلي عيان ساز تا جان فدا کنيم .....شيخ گفت :در عنفوان جواني مرا دوستي بود که با هم به مکتب ميرفتيم ، دوستم ترک تحصيل کرد من معلم مکتب شدم...

حالا او پورشه داره...من پوشه...او اوراق مشارکت دارد،ومن اوراق امتحاني...او عينک آفتابي من عينک ته استکاني...او بيمه زندگاني.من بيمه خدمات درماني...او سکه و ارز...من سکته و قرض....
سخن شيخ چون بدينجا رسيد مريدان نعره اي جانسوز برداشته و راهي کلاسهاي آموزش اختلاس گشتندي ....

------------------------


برچسب‌ها: علم یا ثروت

تاريخ : دوشنبه پانزدهم مهر 1392 | 9 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |
بیست و هفتم شهریور ماه بدین سبب روزشعر و ادب فارسی نامیده شده که مصادف است با سالروزدر گذشت استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص و مشهور به شهریار . شاید شهریار را بتوان آخرین شاعر غزل سرای چیره دست در ادب فارسی نامید چرا که پس از او دیگر قالب غزل ، شاعر بزرگی به خود ندیده و علاوه بر این رفته رفته غزل جای خود را به شعر سپید و نیمایی سپرده و خود به شعرای سلف پیوسته است. شهریار شاعر شوریده ای است که همچون بسیاری از اسلاف خویش از عشق زمینی و مجازی ، به عشق آسمانی و حقیقی دست یافت و این عشق سبب شد تا گوهر وجودش در کوره سختی ها بگدازد و بر عیار آن افزوده گردد.


                                              

رفتی و در دل هنوزم حسرت دیدار باقی               حسرت عهد و وداعم با دل و دلدار باقی

عقده بود اشکم به دل تا بیخبر رفتی ولیکن           باز شد وقتی نوشتی یار باقی کار باقی

وه چه پیکی هم پیام آورده از یارم خدایا               یار باقی وآنکه می آرد پیام یار باقی

آمدی و رفتی اما با که گویم این حکایت               غمگسارا همچنان غم باقی و غمخوار باقی

کافر نعمت نباشم بارها روی تو دیدم                   لیک هر بارت که بینم شوق دیگربار باقی

شب چو شمعم خنده میآید به خود کز آتش دل     آبم و از من همین پیراهن زر تار باقی

گلشن آزادی من چون نباشد در هوایت                مرغ مسکین قفس را ناله های زار باقی

تو به مردی پایداری آری آری مرد باشد                 بر سر عهدی که بندد تا به پای دار باقی

از خزان هجر گل ای بلبل شیدا چه نالی            گر بهار عمر شد گل باقی و گلزار باقی          

عمر باد و تندرستی از ره دورم چه پروا                 زاد شوقی همره است و توسن رهوار باقی

می تپد دلها به سودای طوافت ای خراسان           باز باری تو بمان ای کعبه احرار باقی

شهریارا ما از این سودا نمانیم و بماند                   قصه ما بر سر هر کوچه و بازار باقی





ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392 | 11 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |












برای دیدن عکس های بیشتر به ادامه مطلب بروید.


برچسب‌ها: نقاشی, نقاشی های روی دست, هنر, نقاشی های دیدنی, نقاشی های جالب

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هجدهم مرداد 1392 | 2 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |



انتقالی گرفتم

بعد از گذشت 4 سال خدمتم در منطقه عشایری اصلاندوز نمی دانم چه شد که یکباره افرادی  از نهضت سواد آموزی را جذب آموزش و پرورش شدند و اینها را به منطقه ما فرستادند .و اینگونه شدکه همه کسانی که واجد شرایط بودند و فرم انتقالی پر کرده بودند(حدود 35 نفر) به منطقه درخواستیشان انتقالی دادند و  من هم به شهر خودم انتقال پیدا کردم.
البته بعضی از دوستانم طمع کردند بخاطر اینکه در اصلاندوز معاون بودند و حق عشایری و حق معاونت و... داشتند نیامدند . اما من  و بسیاری از دوستانم از اینها چشم پوشی کردیم آمدیم .و پیش خودمان گفتیم دیگر شاید همچین شانسی نصیبمان نشود
هنوز سازمان دهی نشدیم اما گفته ها حاکی از آنست که اطراف شهر همه پر شده و داخل شهر درس خواهیم داد و این یعنی اینکه حق مرزی شامل ما نمی شود.
خدا بزرگ است

ان شالله که سازماندهی هم به خوبی و خوشی بگذرد.



تاريخ : جمعه یازدهم مرداد 1392 | 4 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |


یکی از شاهدان عینی نبردها در کتابی با عنوان قیام آذربایجان در انقلاب مشروطه نوشته است: روزی می خواستند یکی از زخمی ها را زخم بندی کنند مجروح اصرار می کرد به او و لباسهای خونی اش دست نزنند و بگذارند جان بدهد بالاخره ستارخان نصیحت کرد که موافقت بکند تا زخم او را ببندند. مجروح از روی ناچاری گفت: من مرد نیستم و دخترم. میل ندارم لباس از تن بکنم تا زخمم را مداوا کنید ستارخان منقلب و چشمانش پر از اشک شد و گفت: (قزم دیری اولا اولا سن نیه داویه گتدون) دختر! من که زنده ام تو چرا به جنگ رفتی.


برای شناخت بهتر و زندگینامه این قهرمانان آذربایجانی به ادامه مطلب بروید


برچسب‌ها: ستارخان, باقرخان, سردارملی وسالارملی, مشروطه خواهان, قهرمانان آذربایجان

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392 | 1 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |
تاريخ : سه شنبه هجدهم تیر 1392 | 11 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |
روزی حضرت موسی (ع) رو به درگاه خداوند درخواست نمود:

«بارالها! می خواهم بدترين بنده ات را ببينم.»

ندا آمد:

«صبح زود به درب ورودی شهر برو. اولين كسی كه از شهر خارج شد او بدترين بنده من است.»

حضرت موسي (ع) اول صبح روز بعد به درب ورودی شهر رفت.

پدری با فرزندش اولين نفری بودند كه از درب شهر خارج شدند.

حضرت موسی (ع) پيش خود گفت:

«بدبخت خبر ندارد بدترين خلق خداست!»

حضرت موسی (ع) پس از بازگشت رو به درگاه خداوند نمود و ضمن سپاس از اجابت خواسته اش ،

عرضه داشت كه:

«بارالها! حال می خواهم بهترين بنده ات را ببينم.»

ندا آمد:

«آخر شب به درب ورودی شهر برو. آخرين نفری كه وارد شهر شود او بهترين بنده من است.»

هنگامی كه شب شد حضرت موسی (ع) به درب ورودی شهر رفت.

با تعجب ديد كه آخرين نفری كه از درب شهر وارد گرديد همان پدر با فرزندش می باشد.

حضرت موسی (ع) رو به درگاه خداوند با تعجب و درماندگی عرضه داشت:

«بارالها! چگونه ممكن است كه بدترين و بهترين بنده ات يك نفر باشد؟»

ندا آمد:

يا موسی! اين بنده صبح كه می خواست با فرزندش از درب ورودي شهر خارج شود بدترين بنده من بود.

اما...»

اما هنگامی كه نگاه فرزندش به كوه های عظيم افتاد از پدرش پرسيد:

«بابا! بزرگتر از اين كوه ها چيست؟»

پدر گفت:

«زمين»

فرزند پرسيد:

«بابا! بزرگتر از زمين چيست؟»

پدر جواب داد:

«آسمان ها»

فرزند پرسيد:

«بابا! بزرگتر از آسمان ها چيست؟»

پدر در حالی كه به فرزندش نگاه می كرد، اشك از ديدگانش جاری شد و گفت:

«فرزندم! گناهان پدرت است كه از آسمان ها نيز بزرگتر است...»

فرزند پرسيد:

«بابا! بزرگتر از گناهان تو چيست؟»

پدر كه ديگر طاقتش تمام شده بود نتوانست ديدگان ابر آلود خويش را كنترل نمايد. به ناگاه بغضش تركيد و گفت:

«بخشندگی خدای بزرگ از تمام هر چه هست بزرگتر و عظيمتر است...»


*******************************************************************



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 3 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |



ما معتقديم که عشق سر خواهد زد

بر پشت ستم کسي تير خواهد زد

سوگند به هر چهارده آيه نور

سوگند به زخم هاي سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر مي گردد

مهدي به ميان شيعه برمي گردد

اللهم عجل لوليک الفرج






برچسب‌ها: ولادت امام زمان, حضرت مهدی, نیمه شعبان

تاريخ : یکشنبه دوم تیر 1392 | 3 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |

تفاوت سرویسهای مدارس









                       




    



بدون شرح



تفاوت نوع بازی

اما در مهد کودک های ژاپن ۹ صندلی می گذارند و به ۱۰ بچه می گویند که اگر یک نفر از آنها روی صندلی جا نشود، همه آنها باخته اند. لذا بچه ها نهایت سعی خود را خواهند کرد تا طوری همدیگر را در بغل خود بگیرند که کل تیم ۱۰ نفره روی ۹ صندلی جا بشوند تا کسی بدون صندلی نماند و بعد ۱۰ نفر برای ۸ صندلی و بعد ۱۰ نفر برای ۷ صندلی و به همین شکل تا آخر.

با این بازی ما از بچگی به کودکان خود آموزش می دهیم که هر کسی باید به فکر خودش باشد. اما در سرزمین آفتاب، چشم بادامی ها با این بازی به بچه هایشان  فرهنگ همدلی و کمک به همدیگر  و کار تیمی رو یاد می دهند.




ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 | 4 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |

ميلاد با سعادت

سومين امام معصوم ،حضرت اباعبدالله الحسين (ع) ،سرور آزدگان جهان

بزرگ پاسدار دين ،بزرگترين جانبازو سرافراز ترين آزاده حضرت ابوالفضل العباس(ع)

زينت عبادت كنندگان و سرور نيايشگران،معصوم چهارم حضرت امام علي بن الحسين (ع)

بر مسليمن جهان مبارك باد .





تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392 | 11 قبل از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |





          * راز دلت را به همه کس مگو ، چرا که می آموزند         چگونه دلت را به درد آورند.*








برچسب‌ها: حرف بزرگان, قیصر امین پور, ژان پل ساتر, عباس کیارستمی, هوشنگ ابتهاج

تاريخ : دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 | 0 قبل از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |


در آن شبی که می رفتی                          درآن "شب پیوند"


طنین خنده من سقف خانه را برداشت

کدام ترس تو را این چنین عجولانه

به دام بسته ی تسلیم تن - فرو غلتاند؟!


وخنده ها نه مقطع               که آبشاری بود

وخنده؟؟       خنده نه،     قهقاه گریه واری بود


که چشمهای مرا در زلال اشک نشاند

و من       به آن کسی کز انهدام درختان باغ می امد


 سلام می کردم

سلام مضطربم در هوا معلق ماند


       « و چشمهای مرا در زلال اشک نشاند »


تهیه : توحید   -   تنظیم کننده : سیروس



تاريخ : دوشنبه ششم خرداد 1392 | 1 قبل از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |


امام علی : با مردم آنچنان معاشرت کنید که اگر بمیرید بر مرگ شما اشک ریزند و اگر زنده بمانید به شما عشق ورزند.






" پدر بشنو این حرف زفرزند خویش
عزیز و گرامی و دلبند خویش
تویی مایه بود و پیدایشم
کنارت به ناز و به آسایشم
پدر تکیه گاه وجود منی
تو سرمایه هست و بود منی "
**  روز پدر مبارک  **




برچسب‌ها: روز پدر

تاريخ : پنجشنبه دوم خرداد 1392 | 10 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |

معلمی  شغل  مهمی  است  که  ضرورت  آن  بر  کسی  پوشیده   نمی  باشد .این  ضرورت از  نظر  مولفین،عمدتا شکل  دهی  تجربیاتی  است  که  منجر  به  تغییرات  مطلوب  رفتاری  در  دانش  آموختگان  می شود .بخاطر  همین  ضرورت  آشکار  است  که  نقش  معلم  جنبه  نهادی  پیدا  کرده  و  بسیاری  از  گروههای  اجتماعی  و  افراد  و  دانشجویان  و  دانش  آموختگان  مختلف ،انتظارات  کلی  مشخصی  از آنچه  که  یک  معلم  هست   و  باید  باشد  دارند .اما  به  نظر  می  رسد انتظارات  کلی  مورد نظر  در  عمل  دچار  مشکل  می گردند . زیرا  همه  ما  در طول  حیات  تحصیلی  یا حرفه  ای  خود  با  معلمان  و  اساتیدی  مواجه  شده  ایم  که  از آنها  با  کلمات  خوب  یا  بد  یاد  کرده  ایم !     بنابراین  یک  سوال  اساسی  پیش  می  آید  که  آیا این  دو معلم  با  یکدیگر اصولا  یکسان  هستند  یا  اینکه  تفاوتی  بین  آنها وجود  دارد؟ آیا  همه  معلمان  باهوش و کارآمد  هستند؟آیا  می  توان  ملاکهایی  برای  شایستگی یک  معلم  تصور  کرد  یا  اینکه  معلمان  همگی  یکسانند و  ملاک  مشخصی  برای  شایستگی  یکی  بر  دیگری  وجود  ندارد؟آیا  ذاتا  برخی  از افراد  معلم  به  دنیا  می  آیند یا  معلمی  حرفه  ای  است  که  بعضی  ها آنرا  بهتر  یاد  می  گیرند؟ این  سوالات ،مطالب مهم  و  حیاتی  می  باشند  که  می  بایست  به  آنها  پاسخ  خهای  دقیق  داد.

بطور  کلی  تحقیقات  اخیر نشان  داده  که  هوش   و  شخصیت  معلم  در مقایسه  با  توان  عملی  و  کاربردی   او  در  کلاس  درس  از  اهمیت  کمتری  برخوردار است .به  عقیده  برونینگ  و  گلاور(1375)، این  تحقیقات ،بسیاری  از  مهارتهایی را  که  موجب تفاوت  کیفی تدریس  می  شود  مشخص  ساخته  اند. به  عقیده  مک دانلد  معلمان خوب  قادرند  یادگیری   دانش  آموزان  را  افزایش  داده  و  از  طریق  پاداش  دادن  به  دانش  آموزان  و  دادن  امکانات  بیشتر برای  آموختن  ،سطح  انگیزه  آنها  را  بالا  ببرند. به  عقیده  برونینگ  و  گلاور ،در  کنار  نقش  های مورد  نظر ، معلمان  خوب  که  از  آنها  به  نام  معلمان  کارآمد  نام  می  بریم،قادرند قدرت  تفکر  دانش  آموزان  را  پرورش  داده ،رشد  او  را  تسهیل  سازند  و  به  خوبی  از  عهده  اداره  کلاس  برآیند .به  منظور  بررسی  ویژگیهای مورد  نظر  شاید  صلاح  باشد  آنها  را  با  تعمق  بیشتری  بنگریم. زیرا  چناچه  فونتانا   تصریح نموده  علیرغم  پژوهشهای  انجام  شده  در  خصوص  ویژگیهای  معلمان  کارآمد  و  موفق ،هنوز  یافته  ها  و  اطلاعات اندکی  موجود  است .این  مسئله  البته  تعجب  آور نیست  زیرا  عوامل  زیادی  در  بیرون  از  معلم  وجود  دارند  که  وضعیت  را  پیچیده  می  سازند،مانند : سن، توانایی  و  زمینه  های  اجتماعی ،اقتصادی ،دانش آموزان ،موضوع  تدریس ،محیط مدرسه و... به  عقیده  فونتانا  آنچه   برای یک  معلم  به  صورت  مجموعه  ای  از  شرایط  عمل  می  کند  می  تواند  برای  معلم   دیگر  یا  همان  معلم  در  شرایط  دیگر ،کارایی  نداشته  باشد .با  این  حال  خصوصیات  و  کیفیات مهم  و  مشخصی  وجود  دارد  که  می  توانیم   در  مورد  آنها  بحث  نموده   و  به  تعمیم  هایی  دست  بزنیم




ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 | 5 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |


برچسب‌ها: حمید مصدق

تاريخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 | 5 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |

برای ماهیگیری به حاشیه رود ارس رفتیم.

طبیعتی زیبا و دست نیافتنی

مهمترین قسمت برنامه : کباب

دریغ از شانس که یک ماهی هم تو قلابمون گیر نکرد.

افق



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 | 0 قبل از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |

در روزهای پایانی سال تحصیلی با دانش آموزان برای گردش به دامنه کوه رفتیم.

درهنگام بازی وسطی در بالای کوه بچه ها شور و شوق خاصی داشتند.

نهار (آبگوشت)را هم دانش آموزان در مدرسه دست پخت معلمشان را خوردند.

ظاهرا که به دانش آموزان خیلی خوش گذشت.



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 | 11 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |

عارفان علـم عاشـق مي شوند

بهـترين مردم معلـم مي شـوند

عشق با دانش متمم مي شود

هر که عاشق شد معلم مي شود


** روز معلم مبارک باد **






برچسب‌ها: روز معلم, تبریک روزمعلم

تاريخ : جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 | 1 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |

وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر از صداقت و بی ریایی بود احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست و دنیایت سبز شدو با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد.

* مادر عزیزم روزت مبارک *




برچسب‌ها: روز مادر, تبریک روز مادر

تاريخ : جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 | 1 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |
داستان کوتاه تاجر و باغ زیبا

مردی تاجر در حیاط قصرش انواع مختلف درختان و گیاهان و گلها را کاشته
و باغ بسیار زیبایی را به وجود آورده بود.
هر روز بزرگترین سرگرمی و تفریح او گردش در باغ و لذت بردن از گل و گیاهان آن بود.
تا این که یک روز به سفر رفت. در بازگشت، در اولین فرصت به دیدن باغش رفت.
اما با دیدن آنجا، سر جایش خشکش زد…
تمام درختان و گیاهان در حال خشک شدن بودند ،
رو به درخت صنوبر که پیش از این بسیار سر سبز بود، کرد و از او پرسید که چه اتفاقی افتاده است؟
درخت به او پاسخ داد: من به درخت سیب نگاه می کردم و باخودم گفتم که من هرگز نمی توانم مثل او چنین میوه هایی زیبایی بار بیاورم و با این فکر چنان احساس نارحتی کردم که شروع به خشک شدن کردم…
مرد بازرگان به نزدیک درخت سیب رفت، اما او نیز خشک شده بود…!
علت را پرسید و درخت سیب پاسخ داد: با نگاه به گل سرخ و احساس بوی خوش آن، به خودم گفتم که من هرگز چنین بوی خوشی از خود متصاعد نخواهم کرد و با این فکر شروع به خشک شدن کردم.
از آنجایی که بوته ی یک گل سرخ نیز خشک شده بود علت آن پرسیده شد، او چنین پاسخ داد: من حسرت درخت افرا را خوردم، چرا که من در پاییز نمی توانم گل بدهم. پس از خودم نا امید شدم و آهی بلند کشیدم. همین که این فکر به ذهنم خطور کرد، شروع به خشک شدن کردم.
مرد در ادامه ی گردش خود در باغ متوجه گل بسیار زیبایی شد که در گوشه ای از باغ روییده بود.
علت شادابی اش را جویا شد. گل چنین پاسخ داد: ابتدا من هم شروع به خشک شدن کردم، چرا که هرگز عظمت درخت صنوبر را که در تمام طول سال سر سبزی خود را حفظ می کرد نداشتم، و از لطافت و خوش بویی گل سرخ نیز برخوردار نبودم، با خودم گفتم: اگر مرد تاجر که این قدر ثروتمند، قدرتمند و عاقل است و این باغ به این زیبایی را پرورش داده است می خواست چیزی دیگری جای من پرورش دهد، حتماً این کار را می کرد. بنابراین اگر او مرا پرورش داده است، حتماً می خواسته است که من وجود داشته باشم. پس از آن لحظه به بعد تصمیم گرفتم تا آنجا که می توانم زیباترین موجود باشم…

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد

پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم

(چارلی چاپلین)


برچسب‌ها: داستان کوتاه, داستان آموزنده

تاريخ : جمعه سی ام فروردین 1392 | 6 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |

من زندگی را دوست دارم
ولی از زندگی دوباره می ترسم!
دین را دوست دارم
ولی از کشیش ها می ترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان ها می ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زن ها می ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولی از آینه می ترسم!
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم!
من می ترسم ، پس هستم
این چنین می گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم

حسین پناهی

بی گناه پای دار رفت و خندید! نمیدانست که بالای دار خواهد رفت!
چاقو دسته ی خود را برید و محبت، خار را گل نکرد!
همانگونه که دوری دوستی نیاورد و پول خوشبختی آورد...
 و سر بی گناه بالای دار رفت!
انگار دوره ی ضرب المثل ها به پایان رسیده است...

حسین پناهی





تاريخ : جمعه سی ام فروردین 1392 | 2 بعد از ظهر | نویسنده : سیروس محمدزاده |